با دردهایش
با رنج هایش
با نبودن ها و نداشتن ها
خو میگیرد
یادش میرود که بود و چه شد
اما یک روز
یک آدم ساده می آید و تو را به گذشته ی دور،به گذشته ی بی درد پرت میکند
آنوقت است که میسوزی و آتش میگیری
به خاطرت می آید رنج هایت دوست صمیمی تو نیستند مال تو نیستند
اما کسی آن ها را به تو هدیه کرده است
خودش تو را تغییر داده
و بخاطر تغییر تنهایت گذاشته
و تو ماندی و یک من گمشده در انبوهی از واژه ها مثل درد مثل عشق...
آسمان ابری...ما را در سایت آسمان ابری دنبال میکنید
برچسب: درد دل,درد دل با خدا,درد دل با دوست,درد دلهای عاشقانه,درد دل عاشقانه,درد دل به انگلیسی,درد دل با خدای مهربون,درد دل كردن به انگليسي,درد دل با خدا در یک جمله,درد دلهای تنهایی, نویسنده: بازدید: 138